فروبومان به وعظ پرداخت‌؛ براي كشيشان به لاتيني و براي مردم به هلندي سخن مي‌گفت‌. او واعظي پرشور و خوش‌سخن بود، كه مردم را به توبه دعوت مي‌كرد. چندان‌كه مخالفت‌ها را برانگيخت و از ادامه‌ٴ كار منع شد(1383). آن‌گاه به خانه‌اش در دونتر رانده شد، كه تقريباً به‌صورت‌ يك جامعه‌ٴ ديني درآمده بود و او در آن‌جا در بيستم اوت 1384 از طاعون مرد.
2. عقايد علمي او. گروته در پاريس آموزش فلسفي و علمي خوبي كسب كرده بود؛ دليلي در دست نيست كه او پزشكي خوانده باشد، ولي نجوم و اخترگويي خوانده و حتي در جادوگري هم‌ تفنني ورزيده بود. اندكي پس از بازگشت به دونتر (پيش از تغيير مذهب‌)، به شدت ناخوش شد، آنگاه از جادوگري روي برگرداند و دستور داد تا همه‌ٴ كتاب‌هايش را در آن زمينه‌ها بسوزانند. در نامه‌اي كه به استاد رالف انترني نوشت اخترگويان را عموماً و ابومعشر (نهم ـ1) را خصوصاً به‌ شيادي متهم كرد. بايد اذعان كنيم كه تغيير احساساتش نسبت به جادوگري بيشتر ناشي از دين‌ بود نه به دلايل علمي‌.
3. فلسفه و دين او. بااين‌كه توجه عمده‌ٴ او به دين بود، آن وسعت ذهن را داشت تا ارزش آثار كافراني از قبيل افلاطون و سنكا را بشناسد. او دوستدار كتاب بود و گاه بالغ بر پنج كاتب از نسخه‌هاي خطي براي او رونويسي مي‌كردند. او نامه‌ها و كتاب‌هاي عبادات نوشت‌، ولي‌ شهرتش به‌خاطر تأليفاتش نيست‌، بلكه به‌خاطر ايجاد شكل تازه‌اي از عبادات است‌. وي كمتر مصلح بود تا احياكننده‌ٴ دين‌. ولي تأكيدش بر عرفان عملي‌، بر آزادي ديني‌، بر ارزش كتب مقدس‌ به زبان محلي‌، گرايش‌هاي تبليغات انجيلي او را تحت‌الشعاع قرار داد. وي در انتخاب اصول‌ مدرسي‌، خواه فلسفه‌ٴ توما باشد يا اسكوت و راه عرفان نظري‌، راه ميانه را برگزيد كه مي‌توان آن‌ را راه اوگوستين ناميد و او تحت تأثير رويسبروك قرار گرفته بود، ولي تنها عملي‌ترين‌ آموزش‌هاي آن استاد را پذيرفت‌؛ از عرفاي آلماني يعني اِكهارت‌، تاولِر و زوزو بهره‌ٴ چنداني‌ نگرفت‌. زندگي مسيحي ساده و پرهيزگارانه‌اي را در ميان ساير مردم تبليغ مي‌كرد، نه كناره‌گيري‌ از آن را؛ بيشتر يك زندگي فعال تا تفكر و تأمل را؛ تفكر و تأمل بدون كار در نظر او تنها بيهودگي‌ و پوچي بود. وي بارها، عيوب اصيل زندگي رهباني را بيان كرد كه عبارت بود از فسق و فجور جنسي‌، خريدوفروش مقامات كليسا و برتر از همه راحت‌طلبي و تنبلي جسمي و روحي‌. اين‌ برخورد حتي با فرقه‌هاي رهباني‌، به‌ويژه با رهبانان سائل را در پي داشت‌. از سوي ديگر، زمينه‌ٴ اصلاح آن فرقه‌ها را فراهم ساخت‌.
آرمان ديني و آموزشي گروته به سه طريق تحقق يافته بود، كه هم اكنون بدان‌ها مي‌پردازيم‌: نخست از طريق برادران و خواهران زندگي مشترك‌؛ دوم از طريق كانُن‌هاي اوگوستيني‌ ويندسهايم و جوامع پيوسته‌؛ و سوم‌، كه اهميتش كمتر از بقيه نيست‌، تقليد از مسيح‌.
4. برادران و خواهران زندگي مشترك‌. گروته پس از تغيير مذهب در سال 1374 درِ خانه‌اش را